سفارش تبلیغ
صبا


 

مفهوم وساختار پارلمان

پارلمان را قلب تپندهء دموکراسی گفته اند که یکی از پایه های سه گانهءدولت را تشکیل می دهد. این امر به اندازه یی مهم است که می توان ماهیت دولت ها را  بر بنیادچگونه گی انتخابات و چگونه گی پارلمان آنها شناخت.

یک نظام غیر دموکراتیک و غیر مومن به اصول دموکراسی هیچوقت اجازه نمی دهد که یک پارلمان دموکراتیک که بتواند به گونهء واقعی از مردم نماینده گی کند به وجود آید.

از همین جا می توان گفت که پارلمان ویژهء نظام های دموکراتیک نیست؛  بلکه پارلمان ها در نظام های غیردموکراتیک و استبدادی نیز وجود دارند.

اما مشروعیت چنین پارلمانهایی همواره زیر پرسش  است . برای آن که پارلمان مشروعیت  خود را مستقیماً از اراده و رای مردم به دست می آورد. 

در صورتی که دولت ها با مداخلهء خود مانع راه یابی شخصیت های مورد علاقه و اعتماد مردم به پارلمان می شوند. در این صورت اراده و رای مردم اهمیت خود را از دست می دهد . در جهت دیگر چنین دولت هایی   به جای شخصیت های مورد اعتماد مردم ، گماشته گان خود را به پارلمان می فرستند.

زمانی هم که انتخابات هییت رهبری پارلمان و تعیین کمیسیون های تخصصی در آن  آغاز می شود، در این جا دیگر مردم نقش مستقیم ندارند و دولت  می تواند با استفاده  از گماشته گان خویش وضعیت را به نفع خود تغییر دهد.

بناً چگونه گی انتخابات و موضعگیری دولت در انتخابات یک امر بسیارمهم و حیاتی است.هدف از موجودیت ناظران ملی و بین المللی نیز همین است تا اندازهء ممکن از تقلب و مداخله ء دولت در انتخابات جلوگیری گردد.

سیر تاریخی پارلمانها چه در افغانستان و چه در کشور های دیگر شاهد مداخله ء دولت و دیگر منابع قدرت در انتخابات بوده است.پارلمان را  در ادبیات سیاسی به نام خانهء مردم می گویند . این امر به این مفهوم است که مردم اراده ء خود را با آگاهی ، رضایت و آزادی به کسی داده و از او می خواهند تا اراده ء آنها را تمثیل کند.

حال زمانی که بر خلاف اراده ء مردم افراد وابسته به حکومت و گروهای مافیایی  در اثر مداخله ء حکوکت  و دیگر منابع قدرت به پارلمان راه می یابند در این صورت پارلمان مفهوم خود را از دست داده و به وسیله یی در دست نیروی اجراییه و گروه هایی مافیایی قرار می گیرد.

در پارلمان  زمان  نادر شاه در دوره های پارلمانی محمد هاشم خان  در هفده سال نخستین پادشاهی ظاهر شاه ، در پارلمان دوره ء هشتم شاه محمود خان  و در دوره سیزدهم دههء دموکراسی، درپارلمان  دوران داکتر نحیب می توان مواردی زیادی را ذکر کرد که دولت افراد مورد نظر خود را از شهر کابل و شهر های دیگر انتخاب کرده و به نام نمایندهء مردم به پارلمان فرستاده  و بدینگونه مانع راه یابی نماینده گان مردم به پارلمان گردیدند. درپارلمان کنونی نیز شماری ازنماینده گان مردم به سبب مداخلهء  دولت و به سبب موجودیت سایهء سنگین  تفنگ و استبداد نتوانستند تا به پارلمان راه پیدا کنند. در مقابل  شماری  از عناصر وابسته  به گروههای مافیایی به کرسی های پارلمان تکیه زدند.

تاریخ معاصر نشان می دهد که چنین پارلمان هایی نه خانهء مردم ؛ بلکه باری بر شانه ء  مردم بوده اند.

پارلمان جایگاه بحث  و تصمیمگری در پیوند به مسایل مهم سیاسی- اجتماعی  و اقتصادی کشور است ؛ اما مسوولیت عمده و اساسی پارلمان تصویب قوانین است. چنین است که پارلمان را به نام قوهء قانونگزار نیز یاد کرده اند.

این که این قوانین چقدر به نفع مردم و یا حاکمیت است ، این امر وابسته به ماهیت پارلمان می باشد.برای آن که پارلمان های وابسه به قوه ء مجریه بیشتر از این که خدمتگزار مردم باشند ، خدمتگزار حاکمیت می باشند.

دریک کلام می توان گفت که پارلمان های وابسته پارلمان های مشروع نیستند. برای آن که اراده ء مردم را تمثیل نمی کنند.

همان گونه که پیش از این گفته شد پارلمانها همیشه به یک پیمانه دموکراتیک نبوده اند . چنان که میزان مشارکت مردم  در انتخابات همواره یک سان نیست  . در آغاز بخشی از جامعه بنا بر محدویت هایی اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی  که وجود داشت نمی توانستند  در انتخابات  اشتراک کنند. از این نقطه نظر همه گان  از حق برابر مدنی برخوردار نبودند. بدون تردید پارلمانهای که در موجودیت چنین  شرایطی پدید می آمد، نمی توانستند  تبلورارادهءمردم باشند.

اما با گذشت زمان  محدویت ها و قیود ها کاهش یافت و این امر میزان مشارکت مردم در انتخابات را بالا برد . برای آن که هرقدرکه شرایط بازدارنده  در جهت سهمگیری و مشارکت مردم  در انتخابات  و پروسه های سیاسی اجتماعی  از میان برداشته شود به همان اندازه پارلمان بیشتر کیفیت دموکراتیک تری  پیدا می کند.

برای این که  در این حالت  شمار بیشتری مردم در انتخابات اشتراک می کنند و به نماینده ء دلخواه و قابل اعتماد خود رای می دهند.

  ساختار پارلمان

 هیچ پارلمان نمی تواند به تصمیم مشترکی برسد تا زمانی که  اعضای آن در یک ساختار سازمانی قرار نگیرد. هر پارلمان باید ساختارمعینی تشکیلاتی خود را به وجود آورد.یکی از نخستین وظایف پارلمان این است که اعضای خود را  در یک ساختار سازمانی  قراردهد. یعنی باید در نخستین گام به انتخاب هییت رهبری و کمیسیون های تخصصی خود بپردازد. چنین است که پارلمان به ایجاد ساختارخویش پرداخته و این ساختار می تواند پایهء عملکرد پارلمان را مشخص سازد.یک ساختار ناقص یک عملکرد ناقص را در پی خواهد داشت. برای آن که هرعملکردی وابسته به ساختار است.

اگر در پارلمان ساختار پویا و زنده پدید نه آید  در آن صورت عملکرد پارلمان ناقص و ناموثر خواهد بود . این شبکه ء ساختاری پارلمان است که  اعضای آن را  که دارای حقوق برابر و شاًن نماینده گی مساوی اند در موقعیت های اداری متفاوت قرار می دهد. با این حال همه نماینده گان دارای حق رای مساوی هستند.این تقسیم کار در حقیقت سلسله ء مراتب قدرت را در پارلمان به وجود می آورد.یکی از بخش های مهم ساختار پارلمان  ها ایجاد کمیسیون های دایمی است. در ولسی جرگه ء افغانستان  هیجده کمیسیون ء دایمی  تخصصی  و در مجلس سنا (مشرانو جرگه ) شانزده کمیسیون ء دایمی وجود دارد.

 

یکی از وظایف کمیسیون های پارلمانی  اعمال نظارت برکارکرد وزارتخانه هاست. این امر البته  برای پارلمان یک امر بسیار مهم است ؛چنان که می توان گفت که اهمیت این موضوع به هیچ صورت کمتر از اهمیت قانونگذاری نیست.

در بسیاری از کشور ها و از جمله در ایالات متحدامریکا شماری از کارشناسان  ومتخصصان،  کمیسیون های تخصصی پارلمانی  را کمک و یاری می کنند.چنین افرادی در چارچوب  یک قرار داد به این کمیسیون ها مشورت های تخصصی ارائه  می کنند و یاری می رسانند.

اما این امر هیچگاهی در پارلمانهای افغانستان وجود نداشته است .

 پارلمان ، احزاب سیاسی  و نهاد های مدنی

 فلسفه ء وجودی دموکراسی به موجودیت احزاب سیاسی و نهاد های مدنی  وابسته است. برای آن که دموکراسی بدون احزاب سیاسی و نهاد های مدنی نمی تواند دموکراسی واقعی باشد. آن جا که احزاب سیاسی و نهاد های مدنی وجود ندارند ، این خود بیانگر آن است که در آن جامعه دموکراسی وجود ندارد. هر دولتی که بدون احزاب سیاسی و نهاد های مدنی ادعای دموکرات بودن را داشته و خود را نظام دموکرتیک  بخواند به یقین که دروغ می گوید.

 باری شهید محمد هاشم میوندوال در یکی از شماره های نشریه ء مساوات نشریه ء حزبی خویش در رابطه به خود داری شاه از توشیح قانون احزاب نوشته بود که : « دموکراسی بدون احزاب سیاسی به گادی بدون اسب می ماند.» در این گفته احزاب سیاسی نیروی حرکی دموکراسی خوانده شده است. از این جا می توان گفت که دموکراسی بدون احزاب ، دموکراسی ایستا و غیر متحرک است.

حزب مهم ترین سازمان سیاسی در دموکراسی های معاصر خوانده شده است.برخی از دانشمندان باور دارند که دموکراسی در نهایت چیزی جز رقابت حزبی نیست. برای آن که انتخابات بدون اشتراک احزاب سیاسی نمی تواند مفهومی داشته باشد. انتخابات خود پایه ء اساسی دموکراسی رامی سازد.

موجودیت احزاب و اعتبار آنها به رقابت انتخاباتی وابسته است.

احزاب سیاسی  اساساً در انتخابات به هدف رسیدن به قدرت سیاسی  اشتراک می کنند ، اما آنها در دوران مبارزات انتخاباتی خود در جهت آگاهی دهی به مردم در رابطه به دموکراسی ،  نقش مردم در برنامه های سیاسی اجتماعی اطلاعاتی را نیز ارائه می کنند و بدین گونه به آگاهی دهی مردم می پردازند. از این نقطه نظر احزاب سیاسی با نهاد های جامعهء مدنی هدف مشترکی را دنبال می کنند. برای آن که آگاهی دهی به مردم با استفاده از آموزش های مدنی  یکی از برنامه های همیشه گی جامعه ء مدنی است. احزاب سیاسی در مبارزات انتخاباتی خود نیز به چنین کاری اقدام می کنند.آنها مردم را با یک رشته از مفاهیم سیاسی اجتماعی آشنا می سازند.

نهاد های جامعهء مدنی بر این باور است  که بدون بلند بردن میزان آگاهی های مدنی مردم ، نمی توان از آنها انتظار داشت تا آگاهانه در پروسه های سیاسی- اجتماعی کشور اشتراک  نموده و به فضیلت مدنی برسند.

در جهت دیگر احزاب سیاسی  پیوسته  از عملکرد دولت نظارت می کند و با ارائه ء طرح های انتقادی خود و راه اندازی تجمعات دولت را در بر آن می دارند تا در چارچوب قانون عمل نموده و در سیاست های خویش به نفع مردم تعدیل به عمل  آورد. این خود نوعی دادخواهی است که احزاب سیاسی انجام می دهند. این در حالیست که داد خواهی  رسالت  مهمی نهاد های جامعهء مدنی را تشکیل می دهد.

اما تفاوت اساسی احزاب سیاسی با نهادهای جامعهء مدنی این است که جامعهء مدنی هرگز در اندیشه ء به دست آوردن قدرت سیاسی نیستند ؛ در حالی که احزاب سیاسی برای رسیدن به قدرت سیاسی تلاش می کنند. احزاب سیاسی به یم مفهوم حکومت های آماده هستند . احزاب سثیاسی دارای برنامه های سیاسی اجتماعی اند که جهت عملی سازی برنامه های خود به قدرت دولتی نیاز دارند. در این مفهوم احزاب سیاسی به دولت به مفهوم افزار تطبیق برنامه های خود نگاه می کنند.

احزاب سیاسی دموکرات در رسیدن به قدرت سیاسی پیوسته از وسایل و امکانات دمومراتیک و صلح آمیز استفاده می کنند نه از وسایل خشونت آمیز.

به همین گونه دانشمندان عرصهءعلوم اجتماعی و سیاست باوردارند که موجودیت جامعهء مدنی نیرومند شرط اساسی دوام  و استقرار دموکراسی در یک جامعه است.

جامعه ء مدنی مجموعه یی از نهادها، انجمن ها  و تشکیلات  اجتماعی است که وابسته  به دولت  و قدرت سیاسی نیستند ؛ ولی نقش تعیین کننده یی در صورتبندی قدرت سیاسی دارند.

به نظر شماری از دانشمندان جامعهء مدنی یکی از پایه های اساسی دموکراسی است  که نمی توان بدون موجودیت آن سخنی از دموکراسی به میان آورد.

جامعهء مدنی اگر دریک جهت  به ساختار های سیاسی وابسته نیست ومستقل از قدرت سیاسی است  ،  این امر به مفهوم خنثی بودن آن در پروسه های سیاسی- اجتماعی جامعه نیست ؛ بلکه جامعهء مدنی بااستقلالیت خود از قدرت دولتی  باید نیرو تاثیرگذار  بر دولت و روند های سیاسی جامعه باشد.

 



ترجمه از وردپرس به پارسی بلاگ توسط تیم پارسی بلاگ