سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

عصردانایی

بیکاری، چاقوی دولبه آموزش عالی

 

بیکاری، چاقوی دولبه آموزش عالی

نتایج یک پژوهش درباره چالش های اقتصادی حضور زنان در آموزش عالی نشان می دهد بیشترین نرخ بیکاری کشور به زنان تحصیل‌کرده تعلق دارد اما حضور زنان در مقاطع مختلف افزایش یافته است.
به گزارش مهر به نقل از پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، در نشست تخصصی «چالش‌ها و راهبردهای ارتقای زنان در عرصه پژوهش» که در باغ نگارستان دانشگاه تهران برگزار شد، نتیجه سه پژوهش عمده در زمینه حضور زنان در آموزش عالی بررسی شد.
دکتر زهرامیلا علمی، گزارشی از پژوهش «دستاوردها و چالش های اقتصادی حضور زنان در آموزش عالی» ارائه و بیان کرد: در این پژوهش 200مقاله را فراتحلیل و تاثیر آموزش عالی بر حضور زنان در بازار کار را مطالعه کردیم.
علمی افزود: یکی از دستاوردهای این پژوهش این است که زنان توانسته‌اند با آموزش منتهی به بازار کار خود را از فقر نجات دهند. البته در پژوهش تاثیر آموزش بر نرخ مشارکت اقتصادی نیز بررسی شد و مشخص شده است که زنان تحصیل‌کرده نسبت به سایر گروه‌های زنان نرخ مشارکت بالاتری داشته‌اند.
وی افزود: نوع فعالیت زنان را نتوانستیم مشخص کنیم اما دانستیم که زنان تحصیل‌کرده بهتر می‌توانند از نظر اقتصادی خود را اداره کنند و تحصیلات باعث افزایش سرانه در کشور و رشد می‌شود.
قشر تحصیل‌ کرده علاف علمی نگرانی مهم امروز خود را آینده دانشجویان در بازار کار ذکر و بیان کرد: با قشری در این تحقیق به عنوان تحصیل‌کرده علاف مواجهیم که بعد از تحصیل در خانه مانده است و وارد بازار کار نمی‌شود. یعنی؛ امروزه وضعیت تعداد دانشجویان در مقاطع مختلف آموزش عالی با بازار کار تناسب ندارد. زنان در پست‌های مدیریتی آموزشی و بهداشتی فعال هستند، اما بیش از آنکه لازم باشد به پست‌های مدیریتی برای زنان بیندیشیم باید به بیکاری دختران و زنان تحصیل‌کرده فکر کنیم.
وی افزود: اعداد و ارقام نگران‌کننده است و آموزش عالی چاقویی دولبه شده است؛ بیشترین نرخ بیکاری کشور به زنان تحصیل‌کرده تعلق دارد و این در حالی است که حضور زنان در مقاطع مختلف افزایش یافته است.
علمی گفت: بیکاری زنانه و اشتغال مردانه شده است. بحث من بحث سهمیه جنسیتی نیست، بلکه بحث شایسته‌سالاری است و تا زمانی که نتوانیم بازار کار را به شکلی برای جذب زنان آماده کنیم، مشکل ما ادامه دارد.
«
تاثیر تحصیلات عالی زنان بر ابعاد مختلف زندگی خانواده» عنوان پژوهشی از دکتر امیدعلی احمدی بود که در این نشست مطرح شد.
احمدی در گزارشی از این پژوهش اظهار داشت: در سه بعد جمعیت‌شناختی، نگرش‌ها نسبت به مقوله‌های ازدواج و خانواده و هم‌چنین بررسی کارکردهای خانواده پرسش‌هایی را مطرح کردیم.
بی‌برنامگی در آموزش عالی منجر به آماده نشدن دانشجویان برای ساختار خانواده است
وی افزود: به این نتیجه رسیدیم که دو گفتمان سنتی و مدرن در این ابعاد غلبه دارند و بی‌برنامگی در آموزش عالی منجر به آماده نشدن دانشجویان برای ساختارهای اجتماعی مانند خانواده است و این شکاف بین آموزه‌های آموزش عالی و آموزه‌های مورد نیاز در زندگی عملی و خانوادگی، امکانی را برای گفتمان سنتی فراهم می‌کند تا ادعا کند که آموزش عالی به ضرر خانواده است و ازدواج را به معنای سنتی ترویج کنند و دختران را به خانه برگردانند. اما این امر شدنی نیست.
احمدی گفت: اگر فکری نیندیشیم، فضای قطبی بین مدرن و سنتی تشدید می‌شود. اما باید گفتمان سوم را شکل دهیم تا برای خانواده و آموزش عالی زیان‌بخش نباشد. تحقیقاتی که تا امروز انجام شده‌اند قابل فراتحلیل نیستند و به تحقیقات جدی نیازمندیم. این کار باید زیر نظر یک سازمان مناسب برای هماهنگی بین پژوهش‌ها صورت گیرد و به عبارتی به یک وزارتخانه در حوزه زنان و خانواده نیازمندیم.
در ادامه جلسه دکتر حمیرا سجادی پژوهشی را با عنوان «آموزش عالی و تاثیر آن بر سلامت زنان» را معرفی و بیان کرد: این پژوهش سه بعد سلامت جسمی، روانی و اجتماعی را بررسی کرده است. در این پژوهش سلامت به معنای بهزیستی کامل جسمی و روانی و داشتن زندگی مولد اجتماعی و اقتصادی تلقی شده است.
سجادی خاطرنشان کرد: مطالعات در سه سطح فردی، خانواده و جامعه جمع‌بندی شده است و نشان می‌دهد که زنان با تحصیلات عالی از سلامت بهتری برخوردارند. زنان از حقوق خود آگاه می‌شوند و عزت نفس بالاتری به دست می‌آورند.
وی با بیان اینکه زنان با تحصیلات عالی مسئولیت‌پذیرترند، تاکید کرد: هر چه زنان تحصیلات بیشتری داشته باشند، شاخص توسعه انسانی آنها نیز بالاتر می‌رود. اما عدم ایجاد بستر فرهنگی، عدم استفاده از مشارکت آنها، نگاه ابزاری به زنان، مسئله عدم تفسیر درست جایگاه زن در نگاه خود زنان و موجب به خطر افتادن شرایط سلامت روانی آنها می‌شود.
سجادی اتخاذ سیاست‌های توانمند سازی زنان، آموزش به زنان و مردان، پاسخگویی به انتظارات زنان، بهبود وضعیت آموزش و تغییر گفتمان، واژگان، ادبیات و اخلاق نسبت به زنان را به عنوان برخی از راه‌حل‌هایی برشمرد که در این پژوهش به آنها دست یافته است.